داوود صمدى آملى

61

شرح نهاية الحكمة ( فارسى )

بسا ممكن است درختى طاقت رشد نمودن تا 100 متر هم داشته باشد اما چون اين مقدار در وسعش نيست در همين حد 20 متر مىماند . به تعبيرى كل عالم در مقام پذيرش ، به حد وسع خود مىگيرند مگر انسان كه داراى مقام لا يقفى است و لذا در مرحله پذيرش ، به حسب طاقت لا يتناهى خود ، لا يتناهى مىگيرد . اقسام حكمت مرحوم قطب الدين شيرازى در ادامهء اين عبارت مىفرمايند : هي تنقسم بالقسمة الاولى إلى قسمين : حكمت به دو قسم حكمت نظرى و حكمت عملى تقسيم مىشود . [ حكمت نظرى ] اگر حكمت به امورى تعلق بگيرد كه ما فقط بتوانيم به آنها علم پيدا كنيم و هرگز نتوانيم به آنها عمل كنيم ، اين را تعبير به « حكمت نظرى » مىكنند . [ حكمت عملى ] اما اگر علاوه بر علم پيدا كردن بتوانيم به آنها عمل هم بكنيم ، از آن تعبير به « حكمت عملى » مىكنند . حكمت نظرى اگر به امورى تعلق بگيرد كه براى علم پيدا كردن و عمل كردن به آنها محتاج به ماده باشيم ، « علم طبيعى » يا « علم اسفل » ناميده مىشود و اگر در مقام علم پيدا كردن به آنها محتاج به ماده نباشيم بلكه فقط در مقام عمل محتاج به ماده باشيم ، « علم رياضى » يا « علم اوسط » ناميده مىشود . علم طبيعى را علم اسفل مىگويند بخاطر اينكه آن علمى است كه انسان براى آموختن آن ناچار به قدم گرفتن در ماده است ، همانند علوم تجربى كه براى تعليم آن در دبيرستانها ، اساتيد به جعبه‌اى از ابزار و آلات نياز دارند كه در كلاس درس ، هنگام آموزش مسائل طبيعى از آنها استفاده كنند ، همانند يك پزشك كه بايد پس از طى يك سرى دورهء مقدماتى ، آموخته‌هاى خود را در داروخانه‌ها و مراكز بهداشتى تجربه كند . در ادامه مىفرمايند : علمى كه نه در وجودش و نه در حدود و ماهيتش نياز